الملا فتح الله الكاشاني
322
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نحو و جهت است و اينكه جبائى گفته كه بمعنى نصفست باطل است باتفاق مفسران و محققان اصحاب ما برانند كه قبله عين كعبه است حقيقة نسبت به كسى كه مشاهد آنست يا حكما نسبت به اعمى و بآنكسى كه ميان او و ميان كعبه حاجزى باشد كه اگر آن زايل شود مشاهدهء كعبه تواند كرد و اما كسى كه اينچنين نباشد قبلهء او جهة است و عمدهء فقها بر اينند و اين احق است به چند وجه يكى اجماع علما بر وجوب استقبال بكعبه نسبت به كسى كه مشاهد آنست نه به غير آن از اجزاى مسجد الحرام پس عين كعبه قبله باشد دوم روايتست از اسامة بن زيد كه حضرت رسالت ( ص ) متوجه كعبه شد و فرمود هذه القبلة سيم روايت اصحاب ما از احدهما كه فرمودند كه بنى عبد الاشهل در ميان نماز بودند بايشان خبر آوردند كه پيغمبر شما در نماز متوجه كعبه شد و نساء به مكان رجال آمدند و رجال بموضع نساء ايشان بعد از آنكه دو ركعت بجانب بيت المقدس گذارده بودند متوجه كعبه شدند و دو ركعت ديگر را بآنصوب گذاردند و يك نماز را به دو قبله ادا كردند و به جهت اين مسجد ايشان را مسجد ذى القبلتين نام كردند و غير اين از روايات داله بر وجوب توجه به قبله اگر گويند هر گاه توجه به عين كعبه واجب و متحتم باشد چرا حقتعالى در موضع ( فول وجهك شطر المسجد فول وجهك شطر الكعبة ) نفرمود جواب گوئيم كه حضرت رسالت در مدينه بود كه اين آيه نازل شد و شبههء نيست كه فرض بعيد جهت است نه عين به جهت لزوم حرج و نيز اگر توجه به مسجد يا جهة آن واجب بودى عمل به ظاهر آيه بايستى كه اين بر حاضر مشاهد نيز واجب بودى و لازم باطلست پس ملزوم نيز باطل باشد و بيان ملازمت ظاهر است اگر گويند اين بر صورتى مسلم است كه تخصيص نباشد گوئيم جواب اين بضعف مخصص است زيرا كه رواة به آن بعضى عامى المذهبند و بعضى زيدى و بعضى مرسل و اما رواية مفضل بن عمير جعفى در او كشى طعن كرده بفساد عقيده و بدانكه در تعبير معنى جهة بشطر ايما است به آنكه امر قبله مبنى بر مساهله است و مقاربة نه بر وجه تحقيق و يقين چه علامة قبله عراقى و خراسانى يكيست و نزد تحقيق توجه عراقى به غير موضع خراسانيست به جهت اختلاف بلدان در عروض فايدهء پنجم آنست كه حيثما براى مكان است ( اى فى اى مكان كنتم ) و از اين لازم ميآيد كه اهل عالم در صلاة خود بر دواير حول مسجدند كه بعضى از آن دواير صغير قريبه باشد و بعضى ديگر كبيره بعيده ششم آنكه ضمير انه الحق راجع بتحويلست يا توجه چنان كه معلوم شد در ترجمه آيه آوردهاند كه جهودان گفتند كه اگر محمد ص آيتى و معجزه بيارد بر صدق دعوى خود در باب توجه بكعبه به او ايمان آوريم حقتعالى تكذيب ايشان كرده بيان فرط ضلالة و تمادى ايشان در غوايت نموده فرمود كه * ( وَلَئِنْ أَتَيْتَ ) * و بخداى كه اگر بياورى تو اى محمد ( ص ) * ( الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * به آنان كه داده شده اند كتاب تورية و انجيل يعنى يهود و نصارى * ( بِكُلِّ آيَةٍ ) * هر معجزه و نشانى را يعنى اگر به يارى هر معجزه